آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

45

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

آن را نپذيرد ، ولى دو نماينده سلطان به او اصرار كردند ، بروگمان در مقابل به سلطان دربند توهين كرد كه با اعتراض نمايندگان سلطان روبرو شد . سفرا خلاف رسم متداول در ايران و روسيه متقابلا هديه و تعارفى براى سلطان نفرستادند و بعدها احساس كرديم كه سلطان بر ما خشم گرفته ؛ او نه‌تنها تسهيلاتى براى مسافرت ما فراهم نياورده ، بلكه موانعى را نيز بر سر راه ما ايجاد كرده بود . سفرا در بيست و دوم نوامبر سه نفر از همراهان ما را به شماخى فرستادند تا ضمن تماس با خان « 1 » يا حاكم كل ايالت شيروان ، رسيدن هيئت را آگاهى دهند و و از او بخواهند تا نسبت به تسريع و تسهيل مسافرت ما اقدام كند . خان كه پيش از اين از رسيدن ما آگاه شده بود ، مأمورى نزد ما روانه كرده بود ، اما او بين راه سه فرستادهء ما را نديده بود . اين شخص روز بيست و نهم نوامبر در حالى كه لباس گران‌بهائى به تن داشت و بر اسبى بسيار تميز كه يراقش با سنگ‌هاى فيروزه آراسته شده بود به قرارگاه ما رسيد و ضمن برخوردى دوستانه به سفرا اطلاع داد كه خان شماخى وى را به عنوان مهماندار « 2 » ( آن‌ها مأمورين پذيرائى دولتى را چنين مىنامند ) ما تعيين و اعزام كرده است تا نيازهاى ما را به آذوقه ، گارى و اسب بر طرف كند و تا شماخى همراه ما باشد . از او و چند ايرانى ديگر كه همراهش بودند با انواع اشربه و ميوه پذيرايى به عمل آمد و به افتخارشان چند تير شليك شد و گروه نوازنده

--> ( 1 ) - Khan - تذكرة الملوك صفحهء 5 : « بيكلربيكيان عظيم الشأن ايران سيزده است : اول قندهار ، دوم شيروان . . . » بنابراين حاكم كل ايالت شيروان بيكلربيگى بوده است نه خان . در تذكرة الملوك همان صفحه آمده است كه خوانين نفر سوم از امراء سرحد هستند . كمپفر در سفرنامه خود صفحه 158 مىگويد كه « عنوان خان براى اعاظم مملكت به كار مىرود و رويهم رفته براى واليان و حكام مختلف مورد استفاده قرار مىگيرد . . . ، » شايد به همين دليل نويسنده سفرنامه حاضر به بيگلربيگى شيروان « خان » اطلاق كرده است . م . ( 2 ) - Mehmandar